گیاهان اپارتمانی.بنفشه افریقایی.بگونیا.بنجامین.بنسای.شمعدانی.یاس.

 
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری - ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٦
 


+ بونسایی گیاهی نیست که از نظر توارثی پاکوتاه باشد.
+ برای پاکوتاه شدن آن هیچ راه و روش و تجزیه مواد به صورت آنی وجود ندارد.
+ برای کوتاه شدن و ماندن هیچ حمله ای نمی توان کرد. در حقیقت بونسایی گیاهی است که شرایط محیطی آن یعنی، نور، آب و مواد غذایی و هوا و نگهداری از نظر کیفی و کمی تنظیم مانند گیاه بزرگ و معمولی با رعایت نسبتها است.

از نظر لغت شناسی ترجمه ژاپنی آن (درخت در گلدان) است. اما درطول تاریخ خود تعاریف زیادتری برای آن اظهار گردیده است.


همخوانی گلدان و گیاه چه از نظررنگ، جنس، اندازه و بافت دارای اهمیت زیادی است و در حقیقت هرکدام دیگری را تائید و تعریف می کنند و مکمل یکدیگر هستند.
درحقیقت بونسایی عبارتست از تعادل بین ریشه و اندام هوایی و به همین علت باید شاخه های موجود شکل داده شوند و آنهایی که اضافی هستند هرس شوند و تحت رژیم غذایی و نگهداری خاص خود قرار گیرند. گیاه بونسایی تحمل حمله قارچها و حشراتی مانند شته ها را ندارد و همانند درختان بزرگ نمی تواند از خود مقاومت نشان دهد و یا قدرت ریشه های آن در آب یابی ازذرات خاک و جذب آن در حد اندام خودش کم و کوچک است و نمی تواند غذای خودش را مانند درختان بزرگ از تجزیه کودهای حیوانی بدست آورد.


تاریخچه:
کاشت در گلدان برای تغذیه و یا استفاده دارویی به قدمت تاریخ بشر است و هزاران سال سابقه دارد اما استفاده از گیاه گلدانی به عنوان تزئینی و زیبایی به ندرت صورت می گرفته است. پس از شروع استفاده از گیاه گلدانی به عنوان زینت و زیبایی به یکباره هنر تولید گیاهان مینیاتوری در چین به ظهور پیوست. نقاشی روی دیوار در 200 سال پیش از میلاد و حمل درخت و درختچه و سنگ توسط کارگزاران و مستخدمین حکومتی موید و شاهد این پدیده هنری است. امروزه پس از 2000 سال از آن تاریخ تولید درختان بونسایی یکی از هنرهای متداول چین و خاور دور است.


ژاپن و بونسایی:
فرهنگ و فلسفه و هنر چینی در قرنهای 11 و 12 و خصوصأ مکتب " ذن " در زندگی همسایه خود ژاپن تاثیر فراوان گذاشت و به نظر می رسد بونسایی توسط راهبان این مکتب به ژاپنی ها آموخته شده باشد. بونسایی هم از نظر معنوی و هم زیبایی ظاهری به شدت در ژاپن گسترش یافت و ظرافت و معنویت و زیبایی آن در قرن سیزدهم توسط راهب های بودیسم مورد توجه قرار گرفت و تقدس خاصی پیدا کرد و همزمان هنربونسایی در بین مردم عادی نیز شایع گردید و درختان وحشی بصورت بونسایی تربیت می شدند. متخصصین شروع به تهیه و گسترش وسایل نمودند و در بعضی موارد بجای اینکه به زیبایی ختم گردد به تغییر شکل ناخواسته و نا مطلوب تبدیل می گردیدند.



بونسایی جدید:
بونسایی مانند همه فعالیتهای غیر ضروری بشردر دوران های مختلف دست خوش تغییرات بوده است. در اواسط قرن 17 فعلیتهای بونسایی محدود به گل کاملیا و سپس آزالیا و هرسالی واریته ای از گلها مورد طرح قرار می گرفتند. طبق اسناد باقی مانده 162 واریته آزالیا و 200 نوع کاملیا مورد نظر بونسایی قرار گرفت.
در مقطعی از زمان چنان توجهات به گیاهان ابلق قرار گرفت که تقریبأ بقیه رنگها و واریته ها به بوته فراموشی سپرده شدند. و این دوران تا اواسط قرن هجدهم دوره شکل گیری و نظم پذیری و قانونمند شدن بونسایی می دانند.
در اواخر قرن هجده در 1892 اولین گردهمایی هنرمندان بونسایی کار در یکی از رستوران های توکیو برگزار شد و در سال 1928 اولین نمایشگاه گیاهان بونسایی در موزه هنرتوکیو شکل گرفت. مطالعه دقیق روی شکل گیاه و چگونگی خروج شاخه از تنه و بطور کلی عادات رشد از جمله دستاوردهای این دوران است.
بولتن ها و بروشورها و جزوات فراوانی راجع به این مطالب به رشته تحریر درآمد و از نظر فرهنگی و گسترش این هنر پیشرفت های فراوانی حاصل گردید . بونسایی در اواخر قرن نوزدهم شکل صنعتی بازرگانی به خود گرفت و صدها متخصص حرفه ای را به جامعه هنرمندان عرضه کرد.

سبک چینی و ژاپنی:
سهم ژاپنی ها در بونسایی اشاعه و گسترش آن در غرب و سازه های زیبایی شناختی است و در این بین عمومیت دادن به هنر بونسایی و خارج نمودن از حوزه هنری چند هنرمند خاص از تلاش های چینی ها است. ضرب المثل های فراوان، داستانهای اسطوره ای و شکل دادن گیاهان به اشکال مختلف و عجیب و غریب پرنده و حیوان و اژدها از خصوصیات بونسایی چین است و تولید و شکل دهی ریشه ها و تنه ها با اشکال حیوانات هنوزدر چین حالت مسابقه ای دارد. بونسایی چینی برگرفته از قدرت خیال و داستانهای اسطوره ای اژدهای آتشین و مارهای هیکل مند و مارپیچ است. اما عقیده ژاپنی ها درباره بونسایی اینست که کل طبیعت را باید دوست داشت نه جزئی ازآن و این ایده در یک درخت به تمام معنی در یک بشقاب خلاصه می گردد.



غرب و بونسایی:
در نمایشگاه 1878پاریس شکل حک شده بونسایی روی گلدان سرامیکی که مدال طلای ژاپنی ها را به خود اختصاص داد به معرض نمایش گذاشته شد اما اخبار و اطلاعات بیشتری که حاکی از بونسایی قبل از دوره ویکتوریا در اروپا باشد در دسترس نیست . اما داستانهایی مربوط به یک درخت کوچک مارپیچ در بین مردم رواج داشته است.
بعد از جنگ جهانی دوم سوغات ژاپنی دیپلماتهای غربی به کشورشان گیاهان بونسایی بود. بعضی از غربی ها ابراض علاقه شدیدی به آموختن فن بونسایی نشان دادند و اثرهایی خلق کردندکه هنوز زنده و پابرجاست. مهاجرین رانده شده از ژاپن سهم بسزایی دراشاعه و گسترش این هنر در کالیفرنیای آمریکا داشتند.
تنوع در فرهنگ و آب و هوای کشورهای غربی تحول عظیمی در هنر بونسایی به جای گذاشت و تکنیک و سبک های جدیدی عرضه شده است. یک نوع انجیر استرالیایی و کاج اسکاتلندی در غرب کمک عظیمی به این هنر نمودند. امروزه دهها سمینار و نمایشگاه و جلسات سخنرانی در این باره در غرب برقرار است و این هنر را روز به روز بهتر و بیشتر در معرض عموم می گذارند